متن نظر :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

manicure
شنبه 1396/01/12 10:44 ب.ظ
Great site you have here but I was wondering if you knew of any message boards that cover the same topics talked about in this article?
I'd really like to be a part of community where I can get opinions
from other knowledgeable individuals that share the same interest.

If you have any recommendations, please let me know.

Many thanks!
پاسخ سیّد شهاب : I do not understand your language!
Please type in Persian
محمدجواد داودیان
چهارشنبه 1391/04/7 08:16 ق.ظ
سلام توفیقی حاصل شد مباحثتونو خوندم بسیار عالی بود استفاده کردم موفق باشید دوست عزیز
پاسخ سیّد شهاب : سلام بر شما دوست عزیز
خوشحال شدم از اینکه به وب سایت خودتون سر زدید و البته خوشحال تر می شدم اگه تو مباحثمون شرکت می کردید! به هر حال براتون آرزوی موفقیت می کنم . . .
یا حق
رهگذر 4
پنجشنبه 1391/02/28 11:26 ق.ظ
به هر حال متشکرم از اینکه وقت گذاشتید و به سئوالات بنده با حوصله جواب دادید / ممنونم – اما در کمال ادب و متواضعانه فرمایش و نصیحت جنابعالی که فرمودید: (بری دنبال سؤالایی که به درد زندگیت بخوره سوالایی که نیاز خودته و باعث ساخته شدن زندگی آدمها و پیشرفت انسانها و جامعه اسلامی و انسانی میشه سؤالایی که جوابش راهکاری برای بهتر زندگی کردن بهت بده ) را قبول ندارم – چرا؟ چو نکه اولا: پرسش این سئوالات در حد یک مباحثه علمی بود و هر جا و هر زمان بحث های علمی قداست و ارزش خودش رو داراست – در ثانی، معصوم فرموده: خدا رحمت کند کسی را که نمیداند ولی میپرسد – ثالثا: روایت داریم که تفکر نمودن در آفرینش و اوصاف خداوند، سیر جناح آسمانهاست همانگونه که بزرگان دین از مورچه درس خداشناسی میگرفتند - رابعا: چونکه فرمودید شبهات اعتقادی و برای طرح اینگونه مسائل جایی رو تو وبلاگ تون مشخص کردین و من این سئوالها رو پرسیدم – خامسا: از طرح این سئوالات و جواب جنابعالی اطلاعات مفیدی نصیبم شده که میتونه هم برای خودم و هم برای دیگران رهگشا باشه و آدمی رو از دام شک و تردید نجات بده و این بزرگترین خدمته – و سادسا: اینکه کمیت خدمت مهم نیست بلکه کیفیت خدمته که میتونه نقش به سزایی در درست خدمت نمودن داشته باشه و یقینا میتونه طرح و پرسش این سئوال و بدست آوردن این جوابها لحظات مفیدی رو در زندگی انسان رقم بزنه. )
سئوالات و شبهات زیادی دارم ولیکن به همین مقدار بسنده میکنم / همیشه در پناه خداوند متعال باشین.
پاسخ سیّد شهاب : سلام دوست عزیز . . .
اینکه می فرمایید قبول ندارم ، عرایض بنده صرفاً یک واقعیت بود که با قبول داشتن و نداشتن ها تغییر نمیکنه . . .
و از این اولاً تا سادساً هم که فرمودید، خیلی ممنون ! بنده هم مباحثه علمی شما را کاملاً قبول دارم و همچنان سعی کردم جواب درست را برایتان بیان کنم و البته معصوم فرموده ( کسی که نمیداند و میپرسد ) و شما ظاهراً خالی از ذهن سؤال نمیکنید و موضع گیری خودتان را دارید البته این موضع گیری را بد نمیدانم و باعث داغتر شدن مباحثه می بینم ! و این روایت که بعنوان ثالثاً فرمودید البته صحیح است و اصلاً برای همین است که در وبلاگم محلی رو برای پاسخ به شبهات ایجاد کردم ، همچنانکه تلاش کرده و می کنم که در حد توان خودم جواب های واقعی رو ارائه کنم ! ضمناً کمیت در کنار کیفیت واقعاً نقش بسزایی داره و نصیحت برادرانه ای که داشتم بخاطر همین کیفیت بود . . .
اما اگه از نصیحت برادرانه ام برداشت کردید که دیگر نباید سؤال کنید ! همینجا عرض کنم که ابداً این منظر سخنم نبود و شما هم سؤال خود را بپرسید ولی هنوز بر حرف خود هستم که مثلاً اینکه روح حیوانات به کجا می رود واقعاً سؤالی در خور نیاز انسانی نیست ! هرچند شما حق دارید بپرسید و من هم در حد توان در خدمتم . . .
امام رضا علیه السلام می فرمایند:
المؤمن یحتاج الی ثلاث خصال؛ توفیق من الله عزوجل ، واعظ من نفسه و القبول ممن ینصحه
یا حق ...
رهگذر 3
پنجشنبه 1391/02/28 11:25 ق.ظ
3 جواب سؤال سوم :
اولاً شما که واجب الوجود را قبول کردید و میگویید درست ...
( متشکرم از بابت جواب تون و خدا خیرت بده ولیکن زیاد نتونستم قانع شم – شما ماجرای تخم مرغ رو مثال زدید، ببینید من این رو میدونم که بوجود آوردن این پدیده در توان و قدرت خداوند وجود دارد لکن بنابر مصالحی خداوند چنین کاری رو انجام نمیده – چرا که وقتی قائل باشیم بر اینکه خداوند حکیمه و تمامی فعل و افعال و آفرینشش بر محور حکمت بنا شده و خلق چنین چیزی (تخم مرغ )، یک فعل عبث و بیهوده است و در شأن یک حکیم نیست که کار عبث و بیهوده انجام دهد – همه اینها رو اینحقیر میدونه – همه اون محال گویی ها رو هم که فرمودین درست و منطقی بود -ولی سئوالم اینجاست که آیا قدرت بر خلق اون محال رو داره؟ و اینکه باز هم فرمودین قدرت بر محال تعلق نمیگیره این هم حرف صحیحی است اما قدرت بر محال تعلق نگرفتن به این معنا نیست که از دایره قدرت خداوند خارجه بلکه طبق یک سری مصالحی این امر صورت نمیگیره و اگر قائل باشیم که ذاتا از دایره قدرت خارجه، پس نباید گفت که خداوند قادر مطلقه در صورتیکه متصف بودن خداوند بر این صفت بر همه ما یک امر یقینی ست – به نظر بنده خداوند توان آن را دارد که خداوند ثانی خلق کند و چون عقول بشر محدود و متناهیست لذا قدرت بر درک این چنین پدیده ای رو نداره و نمیتونه درک کنه که خداوند بتونه خدای ثانی خلق کنه که علاوه بر خالق بودن دیگر قید مخلوقیت بر او نباشد – بلکه چنین چیزی در ید قدرت خداوند هست ولی ما قدرت درک و هضم چنین پدیده هایی رو نداریم و صحیح تر آنکه خداوند متعال (می تواند ) چنین پدیده ای رو خلق کند ولی بخاطر مصالحی (نمی شود) چنین پدیده ای رو خلق کنه – چون اونوقت یک فعل عبث و بیهوده از یک حکیم سر میزنه و این در شأن خداوند حکیم نیست )
پاسخ سیّد شهاب : ضمن تقدیر از اهمیت شما به مسائل اعتقادی و پیگیری های شما . . .
قبل از پاسخ خوب است که اول از شما یه سؤال بدیهی بپرسم ؛ آیا می شود به یک پروفسورای ریاضی گفت : اگر ریاضی دان خوبی هستی پس طوری 2 را با 2 جمع کن که بشود 9 ؟ حالا آیا صحیح است که به او نسبت نا توانی بدهیم ؟ یا مثلاً شما که گوش داری آیا درست است که بگوییم چرا مزه غذا ها را نمیشنوی ؟
برای روشن تر شدن قضیه لازم است که اول معنی و مفهوم قدرت را بدانیم :
(( قدرت یعنی : توانایی فاعل مختار برای کاری که ممکن است از او سر بزند )) این از یک سو و از سوی دیگر خود قدرت هم متعلقی دارد و ذاتاً به هر چیزی قدرت تعلق نمیگیرد (همانند مثال شنیدن مزه غذا ) ، متعلق قدرت هر چیزی است که امکان تحقق داشته باشد و چیزی که ذاتاً محال و یا مستلزم محال دیگری باشد اصلاً متعلق قدرت واقع نمیشود و این چیزی است که قبل از اینکه به خدا نسبت داده شود ذاتاً غلط است همانند دو سوال بالا !
اگر معنا و مفهوم قدرت را خوب فهمیده باشی میدانی که همه ی این محال ها از آنجا که اولاً کار نیستند و ثانیاً ممکن نیستند دیگر نوبت به متصف شدن به قدرت نمی رسد که بعد بخواهیم آنرا به خدا نسبت بدهیم یا ندهیم !
به عبارت دیگر هیچ نقصی در خدا نیست اگر آنچه که از محالات می گوییم همگی ناقصند ! همچانکه نقصی برگوش ما نیست اگر مزه غذا صدا ندارد !
و این نتیجه عین کلام امیر المؤمنین است هنگامی که از ایشان سؤال شد؛ آیا خدای تو می تواند زمین را درون تخم مرغی قرار دهد بی آنکه زمین کوچک و یا تخم مرغ بزگ شود ؟ و حضرت فرمودند :
" ان الله تعالی لا یوصف بالعجز والذی سالتن لا یکون " و هر آنچه که تا کنون عرض کردم توضیح همین والذی سالتن لا یکون بود . . .
خلاصه مطلب :
خداوند به عجز توصیف نمیشود و اینکه ما سؤال غلطی بپرسیم دلیل بر عجز خدا نمیشود !
رهگذر 2
پنجشنبه 1391/02/28 11:24 ق.ظ
2 . جواب سؤال دوم :
این درست است که روح مجرد است و البته مطلق ارواح به تفاوت...
( فرمایش جنابعالی صحیح و من هم قبول دارم که بعد از زوال جسم روح به برزخ میره، مثلا ما اعتقاد داریم ارواح مومنین رو در وادی السلام نجف می برند و ارواح خبیث و کافر رو به وادی برهوت، و هر دوی این مکان جزء برزخه – سئوالم این بود که ارواح حیوان رو در کجای برزخ ساکن می کنند؟؟ )
پاسخ سیّد شهاب : باز هم متشکر از پیگیری های شما رهگذر عزیز . . .
اما اینکه فرمودید ( ما اعتقاد داریم ارواح . . . ) حتی مرحوم علامه مجلسی که توجه خاصی به اخبار دارد وقتی به چنین خبرهایی می رسد که البته تعدادشان انگشت شمار هم هست حرفی به یقین نمی زند و در نهایت احاله به خداوند متعال می دهد در این مورد می توانید به کتاب حق الیقین علامه مجلسی مراجعه کنید .
و البته گروهی هم از روایات هستند که مثلاً در مورد مومنین می فرمایند ( نم کنوم العروس ) و... والبته حتی روایاتی که شما بیان فرمودید بصورت کاملاً انحصاری سخن به میان نمی آورند و یا در مقام تقسیم کامل و صد در صدی نیستند و چه بسا که غیر از وادی السلام و برهوت جاهای دیگری نیز باشد !
خلاصه اینکه کسی را حتی در طول تاریخ علماء نمی شناسم که بطور یقینی به چنین مطلبی تأکید کرده و در اعتقاد خود راسخ باشد ! و این در مورد انسانهاست چه رسد به حیوانات که البته اخبار کمتری وجود دارد و بیان این نکته لازم است که اعتقاد به این مطالب از ضروریات دین نیست و لطمه ای به دینداری و . . . وارد نمی کند !
رهگذر
پنجشنبه 1391/02/28 11:23 ق.ظ
1 . جواب سؤال اول :
آنچه که برای آدم اتفاق افتاد خروج از بهشت بود و برهنه شدن از لباس های بهشتی...
( بی نهایت ممنونم از جواب تون، تا حدودی قانع شدیم ما و انصافا جواب قشنگی بود ولی جناب سید بزرگوار- ممکنه در این کار خداوند حکمتهای دیگری هم لحاظ و نهفته باشه و این فرموده های شما ذوقیست و اینکه در جایی نصی بر این فرمایشها نیست؛ مثلا روایت داریم که در قیامت اکثر انسانها لخت برانگیخته میشند! چرا؟ چونکه تا وقتی که در دنیا بودند تقوا رو رعایت نکردند و در روایت، تقوا به منزله لباس ذکر شده و در شرح این لباس از معصوم نقل شده که در قیامت تقوا بسان حاله ای نور تمام بدن یک انسان رو در بر میگیره و زشتیها و عورتین انسان رو در قیامت می پوشونه و مانع از نمایان شدن بدن میشه.
به نظر بنده، وقتی که دستور ممنوع بودن به درخت ممنوعه برای جناب آدم صادر شد و چون او بی تقوایی کرد و از دستور خداوند سرپیچی نمود خداوند خواست که او را اینگونه تأدیب و هوشیار کنه، مثل سایر پیامبران دیگر، وقتی که ترک اولی از اونها دیده میشد. و خواست به او بفهماند که رعایت تقوا پوششی است جهت حفظ آبرو و نجات از شرمندگی .
و براستی اسراریست در کارهای خداوند و حل این اسرار منوط بر تفکر و تأمل آدمیست. )
پاسخ سیّد شهاب : سلام رهگذر عزیز ...
اینکه می فرمایید (این فرموده های شما ذوقیست) واقعاً اینگونه نیست بلکه برعکس این قضه صادق است ! و البته ابداً از روی مقابله چیزی نمی گویم و این مطلب قابل اثبات است !
اینکه لباس آدم و حوا را لباس تقوا بدانیم برگرفته از ذوق است ! چرا که اولاً درست است که تقوا هم لباس است اما نه اینکه لباس جسم آدمی آن هم در این دنیا باشد در حالی که در دو سوره مختلف نص صریح قرآنی داریم که آن دو پس از برهنه شدن خود را با برگ درختان پوشانیدند (بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَاتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ) و نص صریح قرآن با هیچ چیزی قابل خدشه نیست ! و اینکه صرفاً از تقوا در قرآن به لباس تعبیر شده دلیل بر این نیست که هر لباسی را به لباس تقوا تعبیر کنیم و اگر می خواستم ذوقی تعبیر کنم تعبیرات زیباتری هم بود مثل اینکه ؛ در قرآن داریم (هن لباس لکم و انتم لباس لهن ) و البته در بسیاری از قصص قرآن آمده که وقتی آدم و همسرش از بهشت بیرون شدند هرکدام در منطقه ای دور از دیگری بود تا اینکه پس از مدتها یکدیگر را پیدا کردند !
ولی نخواستم از اینگونه تعبیرات که سندیتی ندارد استفاده کنم ، این هم که فرمودید در قیامت ... البته که حرف شما صادق است ولی نمیتوان این سخن را به دنیا هم تسری داد و هر عالم قواعدی دارد که جدای از قواعد عالم دیگر است ! (همچنان که اینجا دار حساب نیست .)
رهگذر
دوشنبه 1391/02/25 12:46 ق.ظ
با سلام
برام سه شبهه اعتقادی بود که اگه لطف کنین و جواب بدین ممنون میشم.
1- چرا وقتی حضرت آدم به درخت ممنوعه نزدیک شد، خداوند برای تنبیه کردن او ترجیح داد که او را برهنه کند؟!! در حالیکه خدا می تونست تنبیهات دیگه ای رو اعمال کنه.
2- ارواح از سنخ مجردادند. خواستم بدونم که مطلق ارواح از همین سنخند؟ و اگه مطلق ارواح مجردند پس ارواح حیوانات بعد از زوال جسم مادی به کجا میروند؟
3- خدا واجب الوجود است درست، و اینکه میگوئیم او قادر مطلق است درست - پس آیا در توان و قدرت خداوند این امکان وجود دارد که بتواند خدایی ثانی خلق کند, در حالیکه آن خدای ثانی خالق است، دیگر قید مخلوقیت بر روی آن نباشد؟
آیا او قادر است چنین خدایی رو خلق کند؟ لطفا به صورت عامیانه و دور از هر گونه غامض گویی و اصطلاحات علمی برای بنده جواب این سه سوال رو روشن فرمائید/ متشکرم

پاسخ سیّد شهاب : سلام رهگذر عزیز
از امروز صبح که مطلبتون رو خوندم منتظر بودم تا میهن بلاگ مشکل متن گذاریش حل بشه تا در غالب متن جدید پیام شما رو بگذارم که البته نشد ولی بعداً این مطالب رو از اینجا حذف و بعنوان مطلب جدید ثبتش میکنم !
1 . جواب سؤال اول :
آنچه که برای آدم اتفاق افتاد خروج از بهشت بود و برهنه شدن از لباس های بهشتی لازمه ی خروج از بهشت بود نه اینکه تنبیه دیگری باشد ! واین کاملاً متناسب و عاقلانه بود همچنانکه شما وقتی از بیمارستان مرخص می شوید لباس بیمارستان را از تن بیرون میکنید و همینطور است زندان ، آشبز خانه ؛ سربازی و . . .
اینی که گفتم به زبان خودمونی بود ولی به اصطلاح علمی اینطور باید بگم که ؛
خروج لباس عقوبت نزدیک شدن به درخت ممنوعه نبود بلکه اثر تکوینی خروج از جنت و به جهت قابلیت پیدا کردن برای حیات در این فضای جدید بود ، به عبادت دیگر لازمه خروج از بهشت خروج از لباس بهشتی بود .
2 . جواب سؤال دوم :
این درست است که روح مجرد است و البته مطلق ارواح به تفاوت انسان و حیوان هم اینگونه اند و ظاهراً آنجه از روایات و آیاتی همچون ( و اذا الوحوش حشرت ) برمی آید می تواند دلیلی باشد بر اینکه حیوانات نیز همانند انسانها عالم محشری دارند و روح انسان و حتی حیوانات تا قبل از محشر در حائلی به نام عالم برزخ به حیات خود ادامه می دهند .
3 جواب سؤال سوم :
اولاً شما که واجب الوجود را قبول کردید و میگویید درست ! لابد معنی واجب الوجود بودن را می دانید ، پس باید این را هم بدانید که اساسی ترین رکن واجب الوجود بودن (به عبارت دیگر خدا بودن) این است که مخلوق نباشد و خداوند هر چه که بیافریند مخلوق اوست پس نمیتواند خدا باشد (به زبان عامیانه اینکه هرچیزی که بتواند خلق شود خدا نیست و خداوند هرچه بیافریند مخلوق است )
و به زبان خودمانی اینکه ؛ مخلوق یعنی غیر خدا و خالق یعنی خدا ...
و هر چیز که خلق شود مخلوق و آفریده شده است ، پس خدا نیست !
و اگر خلق نشود ، پس اصلاً خلق نشده و بوجود نیامده .
فلذا محال است چیزی خلق شود که مخلوق نباشد. (مثل اینکه بگوییم چیز سیاهی باشد که سیاه نباشد)
ولی اگر سؤال شما بر روی قدرت داشتن خداوند بر انجام کارهای محال است این سوال دیگری است و باید عرض کنم که این همانند قرار دادن تمام عالم در یک تخم مرغ وامثال اینهاست که آنچه قدرت دریافت چنین چیزی را ندارد همین مخلوق است نه این که خدا قادر نباشد والبته این نکته را هم فراموش نکن که هرگز قدرت، برمحال تعلق نمیگیرد و خواستن امور محال از خداوند عین محال گویی است .
به زبان خودمانی تر اینکه ؛ کاری که شدنی نیست ، نمیشود ! نه اینکه خدا نمی تواند ، بلکه آن کار نمیشود و شدنی نیست .
و بر فرض محال در مثال بالا اگر خدا خدایی را خلق کند ، خدای خلق شده خدا نیست .
ضمناً رهگذر عزیز . . .
من تلاش خودم رو انجام دادم برای اینکه تا حد امکان مطالب رو واضح و روشن بیان کنم و البته تا حد امکان مطلب ها بصورت خلاصه و دسته بندی باشه ! امیدوارم تونسته باشم جوابگو باشم ! برای اطلاعات بیشتر میتونی با شماره تماس 09640 هم تماس بگیری ضمناً بد نیست به نصیحت دوستانه من هم توجه کنی ؛
اگه بخوای دنبال سؤالاتی از این قبیل بگردی میتونی یه کتاب از این سؤالات جمع کنی ولی کاش بری دنبال سؤالایی که به درد زندگیت بخوره سوالایی که نیاز خودته و باعث ساخته شدن زندگی آدمها و پیشرفت انسانها و جامعه اسلامی و انسانی میشه سؤالایی که جوابش راهکاری برای بهتر زندگی کردن بهت بده . . .
من هم مثل یه دوست اینجام تا در حد توانم جوابگو باشم و اگه بلد هم نبودم سعی میکنم از کسی بپرسم و جواب شما عزیزان رو بدم . . .
براتون دعا میکنم هرجای این دنیا که زندگی می کنید همیشه بهترین ها مال شما باشه . . .
یا حق
نمایش نظرات 31 تا 37
POWERED BY MIHANBLOG.COM